محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

380

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

علما للسّاعة و مبشّرا بالجنّة و منذرا بالعقوبة خرج من الدّنيا خميصا و ورد الآخرة سليما لم يضع حجرا على حجر حتّى مضى لسبيله و أجاب داعي ربّه فما أعظم منّة اللّه عندنا حين أنعم علينا به سلفا نتّبعه و قائدا نطأ عقبه و اللّه لقد رقّعت مدرعتي هذه حتّى استحييت من راقعها و لقد قال لي قائل ألا تنبذها عنك فقلت اغرب عنّي فعند الصّباح يحمد القوم السّرى . ( 12 ) » ترجمه پس به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پاكيزه و پاكت اقتدا كن ، كه راه و رسم او الگويى است براى الگوطلبان و مايه فخر و بزرگى است براى كسى كه خواهان بزرگوارى باشد و محبوب‌ترين بنده نزد خدا كسى است كه از پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله پيروى كند و گام بر جايگاه قدم او نهد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از دنيا چندان نخورد كه دهان را پر كند و به دنيا با گوشه چشم نگريست ، دو پهلويش از تمام مردم فرورفته‌تر و شكمش از همه خالىتر بود . دنيا را به او نشان دادند ؛ اما نپذيرفت و چون دانست خدا چيزى را دشمن مىدارد آن را دشمن داشت و چيزى را كه خدا خوار شمرده ، آن را خوار انگاشت و چيزى را كه خدا كوچك شمرده كوچك و ناچيز مىدانست . اگر در ما نباشد جز آن‌كه آنچه را خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله دشمن مىدارند ، دوست بداريم يا آنچه را خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله كوچك شمارند ، بزرگ بداريم ، براى نشان دادن دشمنى ما با خدا و سرپيچى از فرمان‌هاى او كافى بود . همانا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر روى زمين مىنشست و غذا مىخورد و چون برده ، ساده مىنشست و با دست خود كفش خود را وصله